چطور روزی یک مطلب نوشتم؟

چطور روزی یک مطلب نوشتم؟

اواخر شهریور 1399 بود که بیتا کیهانی عزیز پیشنهاد داد که بیاییم و چراغ خانه سایت هایمان را روشن کنیم. به این صورت که هر روز یک مطلب در سایت بنویسیم و منتشر کنیم و برای ما که چون از زمانی که در محتواگران "شاهین کلانتری" تا به آن زمان تنها سه یا چهار مقاله در سایت هایمان به قول آقای کلانتری هوا کرده بودیم، فکر کردن به آن هم کار سختی بود چه برسد به اینکه بخواهیم قول انجامش را بدهیم و در آخر هم به قولمان پایبند باشیم. آن روزها بیتا از خودش و کارش مثال می زد و می گفت که به مدت یک سال است که برای وبسایتش مقاله و مطلبی می نویسد و هر روز اسم چند نفری را که شروع به این کار کرده بودند می نوشت و همراه وویس یا متنی در گروه قرار می داد که: دوستان عزیزم، ما این حرکت روزانه نوشتن در سایت هایمان را شروع کرده ایم، از هر زمانی که تصمیم گرفتید تا با ما همراه بشوید، اسم شما در این لیست قرار می گیرد و ما پذیرای شما خواهیم بود.

نتایج خوبی که از این حرکت مستمر گرفتم این بود که پس از یک هفته با تلاش کمتری لغت ها و جملات بهتری می ساختم و می نوشتم، و این طور بود که فهمیدم اگر کاری را آهسته و پیوسته انجام دهم، پس از مدتی می توانم در آن به مهارت برسم.

متوجه شدم با قرار دادن ضرب العجل برای ذهنم، می توانم در کاری که تا به حال تجربه اش را نداشتم(مقاله نویسی)، تبحر پیدا کنم.

من که به خاطر کمال گرایی دائماً به دنبال پیدا کردن یک فرصت و یک مهارت ویژه بودم تا پس از دستیابی به آن، کار نوشتن را شروع کنم، توانستم  خیلی معمولی شروع کنم و در انتهای این یک ماه از خودم راضی باشم.

فهمیدم که داشتن یک منتور در زندگی بسیار مهم و حیاتی است. منتوری که فقط تشویقت می کند و هر بار برای پایداری در مسیری که هستی از تجربیات خودش برایت مثال می زند.

و در آخر توصیه می کنم که برای یک بار هم که شده کمال گرایی را کنار بگذارید و حتی بدترین نوشته هایی را که می توانید، در سایتتان منتشر کنید. آنقدر به این کار ادامه دهید تا به ایده آل خود برسید. و این فقط با انجام هزاران نوشته بد یا متوسط از -نظر خودمان- اتفاق می افتد.بیاییم با معمولی بودن به کمال برسیم...

 

 


نویسنده: مریم دلجو