تب تندخوانی

تب تندخوانی

تب تندخوانی

خیلی از افرادی که این روزها به دنبال یادگیری تندخوانی هستند بیشتر ازینکه روی نتیجه کار تمرکز کنند روی تندخوان شدن تمرکز کرده اند. به دنبال مسابقه دادن با گذشته خودشان، رقابت با افراد دیگر و نمایش دادن تکنیک هایی هستند که با 6 ساعت آموزش میتوان به آنها دست یافت. نتیجه کار یعنی فهم عمیق مطالب خوانده شده که با اجرای تکنیک های تندخوانی و و تمرکزی که به دنبال آن می آید، صورت می گیرد.

اینکه افرادی هم تصور می کنند با تندخوانی، درک مطلب ما کاهش می یابد درست نیست و بلکه برعکس آن صدق می کند. شما زمانی که آهسته می خوانید ذهنتان فرصت دارد تا به کارها و مسائل جنبی توجه و فکر کند. اما زمانی که با آماده سازی ذهن و انجام تکنیک های تندخوانی، اندکی سرعت خواندن تان افزایش می یابد، آنوقت است که تمام تمرکزتان در راستای مطالبی است که می خوانید تا بتوانید لغات کلیدی را با یک نگاه تشخیص داده و به سرعت از روی مطالب و لغات بی اهمیت عبور کنید. تندخوانی برخلاف برخی از تصورات افراد، تنها یک ابزار است که هدفش جذب بیشترین نکات، مفاهیم و ایده های مطالب است.

آنچه که باید در خواندن کتاب و متون به شکل طبیعی صورت بگیرد تندخوانی است. از این جهت ما به تندخوانی این اسم را داده ایم که از کودکی به ما گفته شد باید لغت به لغت خواند و ما از روند عادی خواندن خارج شده و تا سال ها به روشی طبیعی نخواندیم. باید به مفهوم تندخوانی طوری نگاه کنیم که به صحبت کردن فکر می کنیم. کدامیک از ما هنگام صحبت کردن کلمه به کلمه به لغات فکر کرده و آنها را یک به یک بکار می برد؟ ما به شکل مفهومی و عبارتی، جملات را ادا می کنیم و پس از گفتن هر کلمه مکث نمی کنیم. چرا به ما یاد ندادند که باید در بیان جملات در صحبت کردن، پس از هر کلمه مکث کرد. چون می دانستند با این کار تمرکز و سررشته کلام از ذهن ما خارج می شود و این یکی از دلایل مهم در پاسخ به این سوال است که چرا با کندخوانی یا بهتر بگوییم غیرطبیعی خوانی، تمرکز ما به هم خورده و دائما باید با صرف انرژی بسیاری، این تمرکز را بدست بیاوریم و این است که روز به روز افراد علاقه خود را به کتاب خواندن از دست می دهند. چه کسی می خواهد کاری را ادامه بدهد که هر ثانیه باید برایش انرژی زیادی صرف کند. تندخوانی تند و با عجله و سرسری خواندن نیست بلکه عبارت خوانی و جمله خوانی و مفهوم خوانی پیوسته است، دقیقا مانند صحبت کردن.

 


نویسنده: مریم دلجو